رونق تولید از منظر بهره وری

امسال به نام رونق تولید مزین شد ، عنوانی که همه صنعتگران همواره بدنبال آن بودند و هستند ، رونقی که می تواند چرخ های اقتصادی کشور را به حرکت در آورده و جریان توانمندسازی اقتصاد کشور را دوچندان نماید ، اما رونق تولید به عنوان یک نتیجه مطلوب زمانی اتفاق می افتد که مولفه های رونق نیز در اقتصاد و صنعت کشور شکل بگیرد.
برای رونق تولید می توان از رویکردهای سرمایه گذاری و یا افزایش بهره وری استفاده کرد . اما ویژگی این رویکردها و نتایج حاصله باهم متفاوت است ، سرمایه گذاری در نهایت استهلاک را به دنبال خواهد داشت ، اما بهره وری نه تنها استهلاک پذیرنیست بلکه منجر به ایجاد ظرفیتهای جدید از طریق ایجاد خلاقیت و نوآوری و توسعه مزیت های اقتصادی می شود .
اگر یکی از نتایج رونق تولید را تولید بیشتر و یا اشتغال بیشتر در نظر بگیریم ، تولید با کیفیت و اشتغال مهارت زا جزو مولفه های بهره وری محسوب خواهند شد .
بهره وری در یک نگاه ساده کار خلاقانه ای است که منجر به افزایش ظرفیت های تولید می شود ، باعث افزایش پتانسیل تولید و ترویج فرهنگ رونق تولید می شود . بنابر این اگر در فرآیند رونق تولید به دنبال بهبود بهره وری در شاخص های بهره وری باشیم ، به رونق تولیدی دست خواهیم یافت که منجر به توسعه پایدار و ماندگاری آن خواهد شد.
بهره وری در سطح فردی ، سازمانی ، ملی و بین المللی می تواند منجر به افزایش توانمندی های فردی ، سازمانی ، ملی و بین المللی شده و اثرات تحریم ها را کاهش و یا خنثی نماید ، در مقوله بهره وری به دنبال استفاده بهینه از منابع به منظور کاهش هزینه های تولید هستیم ، این موضوع می تواند منجر به کاهش هزینه های عوامل تولید از قبیل انرژی و مواد اولیه شده و تولید کننده به یک رونق معنی دار دست یابد .
رونق تولید از منظر بهره وری و افزایش بهره وری می تواند ظرفیت های جدیدی را در اختیار سازمان قرار بدهد و از هدر رفت منابع جلوگیری نماید ، همچنین می تواند فرهنگی را ایجاد نماید تا موضوع رونق تولید به یک امر فراگیر و فراسازمانی و یک فرهنگ ملی تبدیل شود .
بهره وری و افزایش آن منجر به استفاده بهینه از منابع از قبیل تجهیزات و ماشین آلات شده و این نتیجه به دنبال خود منجر به افزایش ظرفیت تولیدی سازمان و استفاده بهینه از هزینه های ثابت می شود . کاهش هزینه های تولید در ادامه رونق تولید را بدنبال خواهد داشت و چرخه فرآیند بهبود مستمر را ایجاد خواهد کرد .
اگر امروز به رونق تولید بها میدهیم و از نبودن آن در رنج هستیم ، دلیل عمده آن عدم توجه به بهره وری و قدرت بهره وری در اقتصاد هستیم ، بهره وری اگر در مسیر خود جریان پیدا کنید می تواند نه تنها رونق تولید بلکه رونق اقتصادی را ایجاد کند .
در اقتصاد متلاطم امروزی که با انواع تهدیدها و تحریم ها روبرو هستیم ، اگر رسیدن به رونق تولید با استفاده از افزایش بهره وری باشد ، می تواند اقتصاد کشور را بیمه نماید ، اما اگر به ابزارهای کوتاه مدت و غیرسیستمی برویم نه تنها رونق تولید ایجاد نخواهد شد بلکه به یک پرونده یکساله تبدیل خواهد شد که در انتهای سال باید پرونده آن را بست ، در چنین شرایطی نه تنها صنتعگران قادر به برنامه ریزی بلندمدت نخواهند بود بلکه تمامی برنامه های اقتصادی کشور را با مشکل جدی روبرو خواهد کرد . بنابر این تاکید اکید نگارند اینست که دولتها مکانیزمهای افزایش بهره وری برای رونق تولید را جدی گرفته و به آن بعنوان یک راهکار کوتاه مدت نگاه نکنند.

کاهش هزینه های دولتی !!! از کجا باید شروع کرد ؟

به بهانه دستور معاون اول رئیس جمهوری برای کاهش هزینه های دستگاهها در اردیبهشت ماه

اواسط اردیبهشت ماه سال جاری ، معاون محترم رئیس جمهور به دستگاهها دستور دادند تا هزینه های خود را کاهش دهند ، اما من نگران این هستم که برای همین امر کمیته ها و کارگروههای متعددی در دستگاههای دولتی تشکیل شود و جلسات و کنفرانس های متعددی برای کاهش هزینه های برگزار شود ، شاید هم واحدهای سازمانی تحت عنوان ” کاهش هزینه های سازمان ” تشکیل شود ، چه بسا این گونه اقدامات مسبوق به سابقه است .

اگر در یک نگاه ساده دولت بخواهد هزینه های خود را کاهش دهد نباید راه دوری رفت شاید این چند اقدام زیر بتواند در این راستان به دولت کمک کرده و نیازی به صرف هزینه برای کاهش هزینه نباشد :

1-حذف معاونتهای غیرضروری در دستگاهها و ادغام آنها ،

2-کاهش سلسله مراتب ساختاری از بالا به پایین

3- کاهش دستگاههای موازی و مشابه به هم که یک ماموریت را انجام می دهند .

4- حذف شرکتهای مادر تخصصی که همان وظیفه وزارت تخانه را انجام می دهند ، برای مثال در وزارت نیرو معاونت آب وجود دارد و عین حال  شرکت مادر تخصصی منابع آب هم وجود دارد و یا در سازمان تامین اجتماعی معاونت فنی و درآمد و جود دارد و در عین حال ادارات کل بیمه ای و شعب تامین اجتماعی و همچنین شرکتهای خدماتی تامین اجتماعی وجود دارد که وظایف یکسانی را انجام می دهند و ایجاد این شرکتها نه تنها هزینه های دولت را کاهش نداده بلکه هزینه ها را زیادتر کرده است .

5-حذف و فروش ساختمانهای مازاد و استفاده بهینه از فضای آنها ، برای مثال در 15 سال قبل ساختمان وزارت نیرو در یک ساختمان ده طبقه خیابان فلسطین شمالی بوده اما در حال حاضر این ساختمان فقط به شرکت مادر تخصصی منابع آب تعلق دارد و وزارت نیرو به فضای بسیار بزرگ با اطاقهای بسیار بزرگ تبدیل شده است که شاید در یک اطاق 20 متری یک کارشناس نشسته است . این فضاها نه تنها بروکراسی بلکه هزینه های انرژی را افزایش داده و بهره وری کار را نیز کاهش خواهد داد.

6-ایجاد سیستم شایسته سالاری در دستگاههای دولتی و بکارگماری افراد با تخصص برای وظایف تخصصی ، بکارگیری نیروهای غیر متخصص باعث افزایش تعداد مشاوران می شود و هزینه های پرسنلی را افزایش می دهد.

7- حذف جایگاه مشاوران و استفاده از کارشناسان موجود در دستگاهها

8-حذف ماموریتهای خارج از کشور و هیات های همراه و دریافت گزارش فنی و دانشی از کسانی که به ماموریت اعزام می شوند.

9-استفاده از خدمات دولت الکترونیک و حذف نیروهای موجود

10-پرهیز از برگزاری جلساتی که جنبه ظاهر سازی و انتخاباتی دارند

11- نصب برچسب و آرم دستگاهها روی خودروهای دولتی برای جلوگیری از استفاده شخصی

12- استفاده از سرویسهای ایاب و ذهاب عمومی برای کلیه سطوح سازمان و عدم جداسازی مدیرکل و سرپرست و امثالهم از سایر کارکنان

13- ایفای نقش واقعی دولت در چارچوب حمایت و تسهیل گری از بخش خصوصی و مردم

14-جلوگیری از بکارگیری کارکنان با شغل دوم و سوم

15-افزایش ساعات کاری کارکنان دولت و استفاده از روزهای پنجشنبه

16-برقراری سیستم تایم شیت و ثبت گزارشات برای استفاده در سیستم ارزیابی عملکرد و جاری سازی دقیق سیستم

17-ایجاد سیستم نظارتی دقیق برای جلوگیری از هرگونه رانت خواری و رشوه

موارد دیگری ممکن است وجود داشته باشد که می تواند در کاهش هزینه های دولت موثر باشد اما آنچه مهم است اراده و شروع انجام کار است و بس

عدم نگاه سیستمی در تصمیمات دولتی

امروز صبح تیترروزنامه ایران نوشته بود : دستورجهانگیری معاون اول رئیس جمهوری برای حل مشکل کاغذ

برایم این تیتر و تیترهای مشابه تازگی نداشت چرا که اول ماه مبارک رمضان دستورمقامات دولتی برای کنترل قیمت خرما بود و چند ماه قبل دستور برای کنترل قیمت مرغ و موارد مشابه مانند کنترل قیمت پیاز و شیر و غیره

نگاه موردی به حل یک مساله و هجوم دستگاه تصمیم گیری کشور به سمت کاغذ و پیاز و خرما نشان دهنده نبود یک نگاه سیستمی در حل مسائل اقتصادی است و دولت ها بصورت موردی و در برخی موارد بصورت آزمون و خطا نگاه می کنند ، امروز اگر قیمت کاغذ بالا رفته است باید علت ریشه ای افزایش قیمت و سایر عوامل مرتبط با آن را نیز بررسی کرد و صرفا صدور کاهش قیمت کاغذ نمی تواند موثر باشد چرا که ممکن است همین دستور باعث قطع بی رویه درختان برای تولید بیشتر کاغذ و یا افزایش واردات کاغذ و ورشکستگی تولید کنندگان کاغذ باشد ، شاید یکی از عوامل افزایش قیمت کاغذ افزایش نهاده های انرژی می باشد که دولت بی برنامه به سمت آن می رود ، آیا افزایش قیمت بنزین بر افزایش حمل نقل و در نهایت شرکتهای حمل مواد اولیه کاغذ اثر گذار نیست ، آیا افزایش قیمت انرژی بر افزایش قیمت محصولات تولیدی کارخانه هایی که آهک خاص برای تولید کنندگان کاغذ تولید می کنند نمی شود ، بنابر این در یک فرآیند تصمیم گیری قیمت دولتها باید به تمامی اجزای سیستم نگاه کنند و از نگاه دستوری و روزمره جلوگیری کنند .

دولت ها همیشه ساده ترین روش را در کنترل قیمت ها اعمال می کنند برای مثال افزایش قیمت بنزین که دولت بدنبال آن است باید از دولت پرسید هدف از این افزایش چیست ؟ آیا هدف کاهش مصرف بنزین است یا افزایش درآمد دولت . اصلا اگر هدف کاهش مصرف بنزین است ، پس چرا همین دولت آقای روحانی در ابتدای شروع کار خود کارت سوخت و سهمیه بندی بنزین را که میلیاردها تومان هزینه شده بود را به راحتی حذف کرد ، اگر دولت اعلام می کند که قاچاق سوخت صورت گرفته است ، آیا نباید دولت را به خاطر حذف سیستم سهمیه بندی جریمه کرد ؟ آیا دولت خود مقصر افزایش قاچاق سوخت نشده است ؟

دهها مثال وجود دارد که نشاندهنده عدم تصمیم گیری سیستمی در دولتها می باشد ، دولتها با استفاده از برخی مدیران ناکارآمد و یا اجبار در انجام یک کار مثلا افتتاح یک طرح دولتی در ایام خاص نگاه سیستمی را کنار گذاشته و اهمیتی به اثرات بالقوه و بالفعل آن روی سایر سیستم های فرعی نمی دهند ، هریک از مدیران دولتی صرفا بدنبال کارنامه سازی برای خود می باشد غافل از اینکه این اقدمات هزینه ای اجتماعی کشور را بالا می برد.