فراموش نکنیم ، سازمان یک سیستم است

خیلی ها وقتی بر سکان مدیریت تکیه می کنند ، خود را بعنوان یک سیستم می بینید در حالیکه یک مدیرهم بخشی ازیک سیستم بشمار می آید ، هریک از اجزاء سازمان در تمامی واحدها بازیکنان یک تیم هستند ، فراموش نکنیم که مدیرعامل تمامی تیم نیست ، مدیرعامل باید Continue Reading

هزینه های به سخره گرفتن مدیریت علمی

با نگاهی به مشکلات روزمره در ابعاد اجتماعی و اقتصادی به راحتی می توان از تکرار پذیری آنها اطمینان حاصل کرد ، پدیده هایی مانند گرفتگی معابر در پاییز به دلیل بارندگی ها ، کمبود آب در تابستان ، افزایش بی رویه مصرف برق در تابستان ، افزایش مصرف گاز Continue Reading

استراتژی ناقص در افزایش فروش و درآمد سازمان ها

استراتژی ناقص در افزایش فروش و درآمد سازمان ها

افزایش فروش و درآمد یک هدف عملیاتی برای تمامی سازمان هاست که ممکن است در فراز ونشیب وضعیت اقتصادی و همچنین حرکتهایی که رقبا انجام می دهند قرار بگیرد. برخورداری از ثبات فروش و کاهش اثرات بازار نیاز به برنامه ریزی استراتژیک در حوزه بازیابی و فروش دارد . برخی از سازمان ها از تجزیه وتحیل SWOT و یا PESTEL  استفاده می کنند اما مشکل اساسی که در این سازمان ها دیده می شود عدم اجرای استراتژی های حاصله در رده های پایین سازمان می باشد ، بدین معنی که سازمان ها بعد از شناخت رقبای خود و تجزیه وتحلیل فرصتها و تهدیدات کار تحلیل استراتژی را متوقف کرده و بدنبال کاهش نقاط ضعف سازمانی و تقویت نقاط قوت حرکت می کنند . این تصمیم ممکن است علل بیشماری از جمله عدم تامین منابع مالی برای تقویت نقاط قوت سازمان و کاهش نقاط ضعف باشد که عمده ترین آنها آموزش و ایجاد مهارت در کارکنان سازمان در جهت کسب مزیت رقابتی می باشد .

درصورتی که سازمان در تجزیه وتحلیل SWOT استراتژی های بهبود و ایجاد مزیت رقابتی را شناسایی نموده است می بایست در جهت جاری سازی این استراتژی ها حرکت کرده و از آن خسته نشود چرا که تحقق این استراتژی ها معمولا حداقل نیاز به دو سال زمان می باشد ، رشد کارکنان و یا ایجاد بهبود ها به لحاظ اثرگذاری بر فرهنگ سازمانی معمولا نیاز به صبر و حوصله دارد اما در اکثر سازمان ها مشاهده می شود که سازمان صرفا استراتژی های فنی حاصله از تجزیه وتحلیل را انتخاب می کنند و این به دلیل سرعت تحقق استراتژی ها می باشد غافل از اینکه فرهنگ سازمانی همان فرهنگ قبل از اجرای استراتژی های بهبود می باشد ، در اینصورت سازمانی که با تکنولوژی جدید روبرو است اما با فرهنگ قدیمی ، این رویکرد بیشتر به مدیران تکنوکرات مرتبط می شود و آنها بر این باور هستند که رشد سازمان صرفا نتیجه تغییر در تکنولوژی و روشهای تولید میسر است ، اما درصورتی که سازمان بخواهد بهره وری تولید را افزایش بدهد و به مزیت هایی دست پیدا کنید به همان میزان که تکنولوژی رشد می کند می بایست فرهنگ سازمان نیز رشد کند . درخصوص استراتژی های کسب بازارها هم به همین صورت است ، سیستم های آنلاین رسیدگی به شکایات مشتریان و یا ارزیابی و بررسی بازار و مشتریان از جمله روشهای تکنولوژی بر در جهت افزایش رضایتمندی مشتریان و کسب درآمد بیشتر می باشد اما آیا این تکنولوژی توسط کارکنان آموزش دیده و دارای مهارت مدیریت می شود ؟ تجربه نشان داده است که سازمان ها علیرغم برخورداری از این تکنولوژی ها کماکان به افزایش رضایتمندی مشتریان فکر نمی کنند و بر این باور هستند که با برقراری سیستم های CRM می توانند به فروش بیشتری دست یابند در حالیکه کاملا در اشتباه هستند . سیستم های فوق نیازمند افراد ماهر و معتقد به مشتری مداری می باشد و هردوی این سرمایه اعم از سرمای فیزیکی و سرمایه انسانی و رشد همگون آنها خواهد توانست منجر به افزایش فروش و درآمد سازمان بشود .